مامانی و بابایی عسل
چند ورز پیش مامانی و بابایی عسل به همراه عمه جون عسل اومده بودن خونمون. وایییییی که دخترم چقدر خوشحال بود و ذوق میکرد. خیلی خوش گذشت واقعا. کلی روحیمون عوض شد.همش گفتیم و خندیدیم. رفتیم آتلیه و عسل و آرتین با هم عکس گرفتن و یدونه هم تنهایی از هر کدوم عکس گرفتن. هنوز عکسا آماده نشدن . هر موقع آماده شد عکساشونو میذارم. ما هم یه کلک کوچولو زدیم و چند تا عکس با گوشیم زود از عسلی گرفتم. الان هر کاری می کنم نمی تونم عکسارو بیارم. بعدا با عکسای آتلیه براتون میذارم. ...
نویسنده :
♥ بــابــا و مــامــان ♥
11:30











